انتشارات کانون پرورش فکری
زبان و ادبیات فارسی سرشار از حکایتها و داستانهایی است که خواندن آنها هم اوقات آدمی را خوش میسازد، و هم بر عقل و خرد وی میافزاید. در این میان، مثنوی مولوی یکی از گنجینههای گرانسنگ زبان ادب فارسی است که دریایی از پند و حکمت و راهنمایی و روشنی در آن نهفته است.
نام نویسنده: شراره وظیفه شناس
نوع جلد: شومیز
سایز: خشتی
وزن کتاب: 97 گرم
او سال 1341 در تهران چشم به دنیا گشود. فعالیت ادبی خود را به صورت حرفه ای از سال 1359 با کیهان بچه ها آغاز کرد. و هم اکنون در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار است. او در سال 1362 با در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار شد. و سمت فعلیاش کارشناس نظارت بر انتشارات است. فعالیتهای او به شرح زیر است: داستان: مرد جوان و خیاط حیلهگر، یک اسم و چند قصه (کار گروهی)، آی قصه قصه قصههای 3 و 2 و 1 شعر: موشه و درخت سیب (برگردان به شعر)، بیاجازه، سلام، بهار قشنگه، دسدسی مامانها و نینیها، اسمت چیه؟ بازنویسی: بادبادک کجا میروی؟ آن بالا و این پایین، کلاغ خنزرپنزری ترجمه: قمری و هیزمشکن، امیل و روزهای پرماجرا، همیشهی همیشه دوستت دارم، اینجا سرزمین من است.
0.0
آیا تاکنون شرطبندی کرده اید؟ اگر شرطبندی کرده باشید میدانید کاری بسیار هیجانانگیز است زیرا پای برد و باخت و اثبات خود در میان است. « مرد جوان و خیاط حیله گر » حکایت شرطبندی جوانی است با گروهی از مردم. جوان شرط میبندد که از پس حیلهی خیاطی بر آید که تا آن زمان هیچ کس از پس او بر نیامده است. هیچ کس!!
شاید تعجب کنید ولی چنین است. در این حکایت دانستن راز برنده بودن خیاط بسیار جذاب و لذتبخش است. به ویژه وجود چند لطیفهی خوب در ضمن حکایت، آن را برای مخاطب مقطع دبستانی و راهنمایی و حتی بزرگسال شیرینتر میکند. به گمانم اگر بدانید این حکایت بازنویسی خلاقی از کتاب مثنوی مولوی است نیز مشتاقتر خواهید شد. تصاویر کتاب نیز شما را به فضاهای قدیمی میبرد.