انتشارات هرمس
در این داستان کاپیتان هستینگز در قطاری که او را از پاریس به لندن میبرد با خانم جوانی به نام سندرلا آشنا میشود. سندرلا به هستینگز میگوید بندباز و هنرپیشه است و خواهرش اخیراً ناپدید شده و برای همین هم او خیلی نگران است و هستینگز دوستش هرکول پوآرو را برای کمک به او معرفی میکند.
نام نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم: محمدعلی ایزدی
نوع جلد: شومیز
سایز: پالتویی
وزن کتاب: 200 گرم
آگاتا کریستی، زادۀ ۱۸۹۰ و درگذشتۀ ۱۹۷۶، نویسندۀ انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. کریستی، اولین نویسندهای است که کتابهایش بیشترین ترجمه را به زبانهای مختلف دنیا داشته است.او با نام مستعار مِری وستماکوت داستانهای عاشقانه و رمانتیک نیز نوشته است، ولی شهرت اصلیاش به خاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، به خصوص آن دسته که دربارهٔ ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند، نهتنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستانهای جنایی کوشیدهاند نیز معرفی و مطرح کردند.
0.0
هرکول پوآرو و کاپیتان هستینگز به مرلینویل-سور-مر، فرانسه سفر می کنند تا با پل رنو، که از آنها درخواست کمک کرده است، ملاقات کنند. وقتی آنها رسیدند، پلیس محلی با این خبر از آنها استقبال کرد که جسد رنوآن روز صبح پیدا شد، از پشت با چاقو ضربه خورده و در یک قبر تازه حفر شده در مجاورت یک زمین گلف محلی رها شد.
همسر او، الویز رنو، مدعی است که مردان نقابدار ساعت 2 صبح وارد ویلا شدند، او را بستند و شوهرش را با خود بردند. الویس پس از بازرسی جسد او، از دیدن شوهر مرده اش از اندوه فرو می ریزد. مسیو ژیرو از سورته تحقیقات پلیس را رهبری می کند و از دخالت پوآرو ناراحت است. پوآرو به چهار واقعیت کلیدی در مورد این پرونده اشاره می کند: یک قطعه لوله سربی در نزدیکی بدن پیدا شده است.
تنها سه خدمتکار زن در ویلا بودند زیرا جک پسر رنو و رانندهاش فرستاده شده بودند. یک فرد ناشناس روز قبل از آن بازدید کرد. و همسایه نزدیک رنو، مادام دوبرویل، در هفته های اخیر 200000 فرانک به حساب بانکی او گذاشته بودند.