انتشارات ویدا
مجموعه «سایه وحشت» (Goosebumps) اثر آر.ال. استاین، یکی از محبوبترین و پرفروشترین مجموعههای کتابهای ترسناک برای کودکان و نوجوانان در سراسر جهان است. این مجموعه با داستانیهای کوتاه و هیجانانگیز خود، توانسته نسلهای زیادی از خوانندگان را با دنیای ترس و ماجراجویی آشنا کند.
نام نویسنده: آر.ال. استاين
مترجم: آرش نورقربانی
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
وزن کتاب: 150 گرم
آر. ال. استاین (R.L.Stine) نویسندهٔ معروف آمریکایی است که مجموعههای تالار وحشت (اتاق کابوس)، زمان وحشت،سایه وحشت(مجموعه داستان) و مورمور (در ایران تحت عنوان دایره وحشت و ترس و لرز نیز ترجمه شده)و بازگشت به خیابان هراس(ترجمه نشده در ایران) را برای نوجوانان و سری خیابان ترس را علاوه بر نوجوانان برای بزرگسالان نیز به نگارش درآورده است. آر.ال. استاین «رابرت لارنس استاین» در سال ۱۹۴۳ در شهر کلمبوس در ایالت اوهایو به دنیا آمد. نویسندگی را از نه سالگی، با نوشتن لطیفه و داستانهای فکاهی برای همکلاسیهایش آغاز کرد. اولین کتاب او «راه و رسم مسخرگی و خنداندن دیگران» نام داشت. استاین ادبیات ترسناک را در سال ۱۹۸۶، با کتاب «وعده ملاقات با یک غریبه» که در مجموعه خیابان وحشت بود که در سال ۱۹۸۹ به چاپ رسید، شروع کرد. او در سال ۱۹۹۲ مجموعه دایره وحشت «goosebumps» را نوشت. او هماکنون همراه همسرش جین (jane) و پسرش مت (matt) زندگی میکند و یک نوه دارد.
0.0
در داستان «دختری که دائم جیغ میکشید، وای، هیولا!»، لوسی قهرمان داستان حقیقت را میگوید، اما هیچکس باور نمیکند. «لوسی»، دختری دوازدهساله با برادر کوچکش «رندی» و پدر و مادرش زندگی میکند. او ذهن خلاقی در زمینهی داستانهای ترسناک مربوط به هیولاها دارد و همیشه با داستانهایش رندی و دوستان همبازی خودش را میترساند. تابستان آغاز شده و پدر و مادر لوسی برای اینکه او وقتش را تلف نکند، او را در برنامهی کتابخوانی تابستانی کتابخانهی شهر ثبتنام میکنند.
او هر هفته به آنجا میرود و کتاب هفتهی قبل را به آقای «مورتمن» کتابدار کتابخانه تحویل میدهد و کتاب جدیدی میگیرد. آقای مورتمن مردی عجیب است و همیشه چند لاکپشت در ظرفی آب روی میزش میگذارد و آنها را دوستان خود مینامد. یک روز لوسی بعد از تحویل گرفتن کتاب جدید در راه بازگشت به خانه متوجه میشود که کفشهای اسکیتش را جا گذاشته، خیلی دیر است، اما او به کتابخانه برمیگرد و در آنجا صحنهای عجیب میبیند؛
آقای مورتمن ظاهرش مثل یک هیولا تغییر کرده و در حال خوردن مگسی است.
لوسی وحشتزده میشود. اما چون بیش از حد دربارهی هیولاها داستان تعریف کرده، دیگر هیچکس حرفش را باور نمیکند.