ملیکا و گربهاش اثر صمد بهرنگی، داستانی آموزنده و نمادین دربارهی دوستی، مهربانی و مسئولیت انسانی در برابر جهان اطراف کودک است.
انتشارات افق
ملیکا چون از شب میترسد قرار میشود روز بروند دزدی. گربه میگوید: «آخه مگه روز هم کسی میخوابه که ما بریم دلش رو بدزدیم؟» کلاغه میگوید: «من یکیرو میشناسم که نویسندهس. شبا بیداره، صبحا میخوابه.»
نام نویسنده: نوید سیدعلی اکبر
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
وزن کتاب: 72 گرم
سیدنوید سیدعلی اکبر در سال 1362 متولد شد. او دانش آموخته ی رشته ی مرمت آثار تاریخی است. داستان نویسی را از هفت سالگی با چاپ داستان های کوتاه در مجله ی عروسک سخنگو آغاز کرد و در چهارده سالگی به عضویت تحریریه ی این مجله درآمد.داستان های او تاکنون جوایز متعددی را به دست آورده که برخی از آن ها عبارتند از:جایزه ی مشترک شورای کتاب کودک و یونیسف در زمینه ی کودکان با نیازهای ویژه برای داستان کوتاه بیداری خرگوش های سفید.نشان لاکپشت پرنده ی نقره ای برای کتاب بابای من با سس خوشمزه است.برگزیده ی جایزه ی ادبی اصفهان، شورای کتاب کودک و یونیسف برای کتاب بچه غول باید توی مدرسه بماند.از کتاب های دیگر او می توان به سارا و مربای سیب و رودخانه، آموزش های داستان نویسی مامان پیچ برای هیچ و پریزادان درخت سیب اشاره کرد.
0.0
در «ملیکا و گربهاش»، صمد بهرنگی با نگاه انسانی و زبانی سرشار از سادگی و صداقت، دنیای دختری کنجکاو و مهربان را روایت میکند که در کنار گربهاش، مفاهیم دوستی، همدلی و شجاعت را تجربه میکند. این داستان در ظاهر، ماجرای بازیهای روزمرهی یک کودک است؛
اما در لایههای عمیقتر، نمادی از برخورد انسان با مسئولیت و دلسوزی در برابر موجودات و جهان پیرامونش است.
بهرنگی با بهرهگیری از زبان گفتاری و تصویرسازی محلی آذربایجان، مخاطب را نهتنها سرگرم میکند، بلکه او را به تفکر دربارهی رفتار، درک و مهربانی فرامیخواند.
کتاب، پلی میان خیال کودکانه و واقعیتی انسانی است که نسلهای مختلف را مجذوب خود میکند.