در «فرمان کشتار»، چهارمین جلد از دونده هزار تو، راز ویکد آشکار میشود و توماس در انتخابی میان بقا، خیانت و حقیقت، چهرهی واقعی انسانیت را میبیابد.
انتشارات افق
کشندهترین اتفاقها در راهاند پیش از شکلگیری سازمان شرارت و پیش از ورود توماس به داخل هزارتو، زبانههای خورشید به زمین برخورد کردند و بیشتر جمعیت انسانها را از بین بردند. مارک و تیرینا شاهد برخورد زبانههای خورشید به زمین بودند. آنها جان سالم بهدربردند، اما حالا ویروسی در جهان در حال پخش شدن است که وجود انسانها را آکنده از خشمی کشنده میکند.
نام نویسنده: جیمز دشنر
مترجم: ملیکا خوشنژاد،مینا موسوی
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
وزن کتاب: 385 گرم
جیمز اسمیت دشنر، زاده ی 26 نوامبر 1972، نویسنده ی آمریکایی است.دشنر در جورجیا به دنیا آمد و یکی از شش فرزند خانواده بود. او در 10 سالگی قادر بود تا با ماشین تحریر والدینش به خوبی تایپ کند.دشنر به منظور تحصیل در دانشگاه بریگام یانگ از جورجیا به یوتا نقل مکان کرد و از این دانشگاه در رشته ی حسابداری فارغ التحصیل شد. کتاب های او برای مخاطبین نوجوان هستند و اغلب در ژانرهای ماجرایی و علمی تخیلی قرار دارند.جیمز دشنر به همراه همسر و چهار فرزندش در یوتا زندگی می کند.
0.0
بالاخره جلد چهارم مجموعهی دوندهی هزارتو از راه رسیده! صبر کنید! شاید هم این جلد، جلد چهارم همان سهگانهی دوندهی هزارتو نباشد. شاید اصلاً زمانِ داستان با آنچه تا حالا خواندهاید، فرق داشته باشد. شاید شخصیتهایش را هم نشناسید.
اما یک چیز قطعی است: شرارههای آتشین خورشید زمین را درنوردیده، خانوادهها نابود شده، شهرها به خاکستر نشسته، انسان خود را در خطر میبیند، بیماری همه جا را گرفته. اما در همین سیاهیِ مطلق است که عشق و امید، برای تکافتادگانِ این جهان خانوادهای جدید تعریف میکند.این کتاب، یک ویژگی مهم دارد: ادامهی سه کتاب دیگر دوندهی هزارتو نیست، بلکه قرار است با خواندن فرمان کشتار، بفهمیم اصلاً ماجرا از کجا شروع شده.
داستان هوشمندانهی این کتاب، با سرعت بسیار بالا و روایت خیلی پرماجرایش، از آن تجربههایی میشود که تا مدتها فراموشش نخواهید کرد.مسئلهی دیگر اینکه برای آنها که هنوز سراغ سهگانهی دوندهی هزارتو نرفتهاند، خواندن فرمان کشتار میتواند به همان اندازه و چه بسا بیشتر از طرفداران سابقِ این مجموعه، جذابیت و گیرایی داشته باشد. این خوانندگان جدید به همراه شخصیتها در زمان به عقب میروند و همهچیز را از نگاه مارک و ترینا، الک، دیدی و لانا میبینند. قدیمیترها شاید از آشنایی با این قهرمانهای جدید غافلگیر شوند اما همهچیز با چنان سرعتی رخ میدهد که نفس خواننده بند میآید. پیش از آنکه توماس قدم به هزارتو بگذارد، شرارههای خورشید با زمین برخورد میکنند و بشریت به کام بیماری عجیبی کشیده میشود. چه کسی زنده میماند و چه کسی ناجی میشود؟ چه کسی خیانت میکند و چه کسی آینده را در دست میگیرد؟