انتشارات افق
پیرزنی که در چرخ و فلک زندگی می کرد داستان «پیرزنی که در چرخ فلک زندگی می کرد»، به روابط دوست داشتنی جو، کودک ماجراجو و پیرزنی که همه عمر و جوانی اش را برای بازی و شادی کودکان گذاشته، اما در سال های آخر عمر در انزوا و تنهایی زندگی می کند، می پردازد.
نام نویسنده: روت سیلوسترا
مترجم: مینا لزگی
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
وزن کتاب: 102 گرم
روت سیلوسترا (RUTH SILVESTRE) یک خواننده و بازیگر زن است که بیشتر به خاطر بازی Dulcinea در Man of La Mancha شناخته شده است. او و همچنین كتابهای آفتابگردان، كتاب ها و مقالات كودك متعددی در فرانسه منتشر كرده است.
0.0
جو پسربچهای هشت ساله، بازیگوش و ماجراجوست. او کلاس اول را تمام کرده و در حال سپری کردن تعطیلات تابستان است. روزهای شنبه، برای جو روز ماجراجویی و گشت و گذار است. چون شنبهها رستوران پدر جو که خانوادگی در آن کار میکنند، خیلی شلوغ است.
بنابراین برای جو، فرصت مناسبیست تا دست به ماجراجویی بزند. او وسایلش را برمیدارد و کاملا مجهز به این گردشها میرود، او حتی سکهای با خود دارد تا در موقعیتهای ضروری بتواند با خانوادهاش تماس بگیرد. پدرش برای او نقشهای هم خریده تا با کمک آن بتواند موقعیت خانه را پیدا کند. در یکی از همین گشت و گذارهای روز شنبه، جو بعد از کمی پیادهروی و پرسه در خیابانهایی که تابهحال نرفته، به جادهای میرسد که به کورهراهی منتهی میشود. جو این کورهراه را ادامه میدهد، از بین علفهای بلند رد میشود و ناگهان جلوی رویش چیز عجیبی میبیند، یک چرخوفلک بزرگ کهنه.
پیرزنی بنام مادربزرگ پگ در این چرخ و فلک زندگی میکند. دوستان پیرزن روباه و جوجهتیغیها هستند که سرگذشت عجیبی دارند. پیرزن تمام عمرش با این چرخ و فلک بچهها را سرگرم کرده و حالا در ایام پیری، تنها مانده است. جو کمکم به مادربزرگ پگ علاقمند میشود و هر شنبه به او سر میزند. جو کنار او مینشیند و به سرگذشت عجیبش گوش میدهد.
آنها با هم سوار چرخ و فلک میشوند و در خیال پرواز میکنند. یک روز شنبه جو نمیتواند پیش مادربزگ پگ برود و فردای آن روز خبر مرگ او را میشنود. جو بسیار غمگین میشود. پدر و مادرش برای کم کردن غصهی جو، او را برای دیدار مادربزرگش به ایتالیا میفرستند. اما فقط بازسازی و راهاندازی دوبارهی چرخ فلک که آرزوی مادربزرگ پگ بود، باعث آرامش او میشود.