انتشارات قدیانی
کتابهای سرزمین اشباح نوشتهی دارن شان مجموعهای پرهیجان، ترسناک و ماجراجویانه است که با فضایی رازآلود و داستانی پرکشش، مخاطب نوجوان را وارد دنیایی متفاوت از مبارزه، بقا و کشف حقیقت میکند.
نام نویسنده: دارن شان
مترجم: سوده کریمی
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
وزن کتاب: 330 گرم
دارن اشاگنسی معروف به دارن شان (Darren Shan) (متولد ۲ ژوئیه ۱۹۷۲) نویسنده اهل ایرلند است. وی در سه سالگی مدرسه را آغاز کرد، او بسیار ناآرام بود به همین دلیل هیچ مهد کودکی او را قبول نمیکرد. در ۶ سالگی با خانواده خود به ایرلند مهاجرت کرد. او پس از گذراندن دوره کالج، دو سال در یک شبکه تلویزیونی به کار پرداخت و پس از آن برای همیشه فقط نوشت. ظهور دارن شان با کتاب Ayuamarca آغاز شد که در سال ۱۹۹۹ به فروش رفت. او در ژانویه ۲۰۰۰ کتابی برای کودکان با نام سیرک عجایب نوشت. او این کتاب را بیشتر برای سرگرمی نوشت و با دو کتاب دیگر که برای بزرگسالان نوشته بود، روانه بازار کرد اما این کتاب بسیار مورد توجه قرار گرفت خصوصاً، وقتی که کمپانی برادران وارنر پیشنهاد ساخت فیلمی بر مبنای این کتاب را داد.
او که پیشبینی این فروش را نمیکرد نویسندگی را ادامه داد ولی برای کودکان! در طول ۵ سال او ۱۱ کتاب دیگر این مجموعه را نوشت. این کتابها در ۲۸ کشور و در ۲۰ زبان ترجمه شد و حدود ۸٫۹ میلیون دلار فروش رفت. برادران وارنر هیچ وقت فیلم هیچکدام از کتابها را نساختند و اجازهٔ ساخت فیلم دوباره به دارن شان بازگشت. در سال ۲۰۰۵ دارن شان اجازه ساخت فیلمها را به کمپانی یونیورسال استودیو فروخت. دارن شان علاقه شدیدی به کتابهای کمیک، فوتبال، شنا، موزیک پاپ و راک و پیادهروی دارد. مسافرت به نقاط مختلف جهان و دیدن خوابهایی که راههای جدیدی برای خشکاندن خوانندگان در پیش روی دارن قرار میدهد هم از علاقههای اوست.
0.0
«پسران سرنوشت» دوازدهمین و آخرین قسمت از مجموعه «قصههای سرزمین اشباح» است که توسط دارن اوشاگنسی با نام مستعار دارن شان نوشته شده است. این جلد پایانی، این مجموعه را به اوج خود میرساند و مضامین سرنوشت، فداکاری و مبارزه پایدار بین خیر و شر را در هم میآمیزد. در «پسران سرنوشت»، دارن شان، شخصیت اصلی داستان، با چالش نهایی خود روبرو میشود: رویارویی نهایی با دوست دوران کودکیاش که به دشمن تبدیل شده است،
استیو لئوپارد. نتیجه نبرد آنها سرنوشت جهان را تعیین خواهد کرد، زیرا پیشگویی شده است که یکی از آنها به ارباب سایهها تبدیل خواهد شد و دوران تاریکی را آغاز میکند. این روایت به سه بخش تقسیم شده است: ۱. بخش اول: دارن با این فکر دست و پنجه نرم میکند که داریوش، یک خونآشام جوان، برادرزاده اوست. چدارن که نمیخواهد او را بکشد، تصمیم میگیرد داریوش را به خون بکشد و او را به یک نیمهخونآشام تبدیل کند تا از آسیب بیشتر جلوگیری کند.
این تصمیم، زمینه را برای نبرد قریبالوقوع با استیو فراهم میکند. ۲. میانپرده: بخش کوتاهی که در آن دارن خود را در دریاچه ارواح، قلمروی نفرینشدگان، مییابد و در مورد انتخابهای خود و مسیر پیش رو تأمل میکند. ۳. بخش دوم: رویارویی نهایی آشکار میشود و در مجموعهای از رویدادها به اوج خود میرسد که درک دارن از سرنوشت و اراده آزاد را به چالش میکشد. در پیچ و تاب سرنوشت، دارن اقدامات شدیدی را برای تغییر آینده انجام میدهد که منجر به نتیجهگیری تکاندهندهای میشود.