خواهران تاریک_داستان نوجوان_انتشارات افق_فروشگاه کودک برتر-خرید حضوری و آنلاین-ارسال کالا و تحویل درب منزل خواهران تاریک | | کودک برتر
کودک برتر همراه همیشگی شما
مجموعه کاملی از کتاب‌ها و بازی‌ها
در کمترین زمان سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید

کتاب۱۲ تا ۱۵ سال ( گروه سنی د )

خواهران تاریک

انتشارات افق

7,300,000 تومان

0 نظر

عقربه‌ی ثانیه شمار روی 9 درجا می‌زند... پله‌ها و پاگرد طبقه‌ی بالا در تاریکی غرق شده‌اند. در نور خفه‌ی سالن به مردی زل می‌زنم که با چشم‌های بسته روی تختی فلزی و بدون ملافه دراز کشیده و لوازم جراحی را ردیف کنارش چیده‌اند، چاقو و قیچی و انبر و چیزهای عجیب غریب دیگر. به شست پای مرد، کارتی گره زده‌اند. این مرد، روی تخت فلزی مرده و عجیب است که اصلا از او نمی‌ترسم.

نام نویسنده: مهدی رجبی

نوع جلد: شومیز

سایز: رقعی

وزن کتاب: 226 گرم

محصول ساده

درباره محصول:

مهدی رجبی متولد شهریور ۱۳۵۹- خمین می باشد. وی دارای  لیسانس فیلم‌سازی (دانشکده‌ی صدا و سیما) و فوق‌لیسانس ادبیات نمایشی (دانشگاه تربیت مدرس) است. رجبی نگارش فیلم‌نامه‌ی چند سریال و فیلم تلویزیونی و انیمیشن تجربی و کسب جوایز متعدد داخلی و بین‌المللی را انجام داده است. او برای کتاب فراموشان‌ این زمستان؛ کاندیدای بهترین مجموعه داستان جایزه‌ی ادبی یلدا،‌ ۱۳۸۴، معمای دیوانه‌ی کله‌آبی؛ کاندیدای جایزه‌ی ادبی اصفهان ۱۳۸۷ و کتاب برگزیده‌ی کتاب‌خانه‌ی مونیخ آلمان ۲۰۰۹، گریه نکنید مثل ابر باهار؛ برگزیده‌ی ناشران ۱۳۸۸ و برگزیده‌ی چهاردهمین جشنواره‌ی کتاب کودک و نوجوان ۱۳۸۹ بوده است.

بازخورد

0.0

  • 5 ستاره
    0 %
  • 4 ستاره
    0 %
  • 3 ستاره
    0 %
  • 2 ستاره
    0 %
  • 1 ستاره
    0 %

افزودن بازخورد

توضیحات


خواهران تاریک

پاره نخست داستان در حین یک سفر کلید می‌خورد که به شیوه روایت اول شخص و به صورت واگویه یکی از شخصیت‌ها به نام نیما آغاز می شود: «مغزم درست کار نمی‌کند، خوابم برده؟ چقدر خوابیده‌ام؟ صدای پایین آمدن شیشه برقی را می شنومو بعد صدای مامان که می‌گوید: نیما بیداری؟
تونل... سفتی شیشه پنجره را روی گیج‌گاهم حس می‌کنم. دود غلیظ تو سوراخ‌های دماغم فرو می‌رود. پلکهایم نمیه باز می‌شوند. کامیونی غرش کنان از کنارمان می‌گذرد...» نویسنده در جای جای کتاب با توصیف رودیدادها، مکان‌ها، اشیاء و اشخاص می پردازد و با این آرایه ادبی مطالب را در دهن خواننده ماندگارتر می‌کند "پله‌ها و پاگرد طبقه‌ی بالا در تاریکی غرق شده‌اند.
در نور خفه‌ی سالن به مردی زل می‌زنم که با چشم‌های بسته روی تختی فلزی و بدون ملافه دراز کشیده و لوازم جراحی را ردیف کنارش چیده‌اند، چاقو و قیچی و انبر و چیزهای عجیب غریب دیگر. به شست پای مرد، کارتی گره زده‌اند. این مرد، روی تخت فلزی مرده و عجیب است که اصلا از او نمی‌ترسم."

برچسب‌ها


انتشارات افق فروشگاه کودک برتر ادبیات نوجوان داستان ماجرایی