کودک برتر
انتشارات نیماژ
«افتاده بودیم در گردنهی حیران» مجموعه داستانی شامل دوازده داستان کوتاه و نوشتهی حسین لعل بذری است.داستانهای این مجموعه مستقل از هم هستند و هرکدام موضوع و شخصیتهایی جداگانه، اما ویژگیهای مشترکی دارند.
نام نویسنده: حسین لعل بذری
نوع جلد: شومیز
سایز: 19×14
وزن کتاب: 150
تاکنون جوایز گوناگونی در جشنواره ادبی برای داستان هایش کسب کرده است.
بهار امسال او توانست اولین مجموعه داستان خود را با نام «افتاده بودیم در گردنه حیران» منتشر کند که با استقبال خوبی هم مواجه شد.
0.0
تقریبا نقطه شروع همهی داستانهای این مجموعه، نوعی فقدان است و سمتوسوی زندگی شخصیتها را همین فقدان مشخص میکند.
این فقدان گرچه نشاندهندهی ارزش روابط انسانی است،
اما هرگز نقطهی امیدی برای پیدا کردن چارهای نیست انگار هیچراه برونرفتی برای بحران نبودن آدمها وجود ندارد.
تنهایی همچون خیابانی یکطرفه است که میتوان به آن وارد شد،
اما راه برگشتی وجود ندارد. در داستان «اندوهی دور گردن» فقدان با ادامهی روند عادی زندگی آدمها تداخل پیدا میکند
و شخصیتها را به دام چالشی مدام با فقدان آدمی میاندازد که جای خالی او را حتی لحظهای نمیشود با چیزی پر کرد.
چنین نگاهی را در چند داستان دیگر این مجموعه، نیز میتوان دید. بهطور مثال در داستان «پدر کلان»،
نبودن پدربزرگ خانواده، که همه بهنوعی از حمایت عاطفی او بهرهمند بودهاند،
همه اعضای خانواده و بهخصوص پدر را از هرگونه تصمیمگیری باز میدارد. حضور پدر خانواده در داستان «تمام مسیر را میخوابیم»
با تمام اشیای خانه و خاطرههای تکتک اعضای خانواده رقم خورده است.
شخصیتها همهی دستاوردهای زندگی خودشان را معطوف به حضور و وجود کسی کردهاند که اگر نباشد همهچیزشان دگرگون میشود.