کتاب ابوالمشاغل-بخشی از خاطرات نادر ابراهیمی-انتشارات امیرکبیر-فروشگاه کودک برتر-خرید حضوری و آنلاین-ارسال و تحویل درب منزل کتاب ابوالمشاغل | | کودک برتر
کودک برتر همراه همیشگی شما
مجموعه کاملی از کتاب‌ها و بازی‌ها
در کمترین زمان سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید

کتاب۱۸ سال به بالا ( کتاب بزرگ سال )

کتاب ابوالمشاغل

انتشارات امیرکبیر

2,200,000 تومان

0 نظر

سیزده سال پیش، که نوشتن ابن مشغله را به پایان رساندم شاید شاید که برای لحظه یی باور کرده بودم که کشتی به گل نشسته گل به میوه نشسته روح به عزلت و بعد از آن دیگر زندگی آرامشی خواهد یافت نه در درون، 

نام نویسنده: نادر ابراهیمی

نوع جلد: شومیز

سایز: رقعی

وزن کتاب: 283

محصول ساده

درباره محصول:

نادر ابراهیمی (زاده ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران – درگذشته در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، تهران)،
داستان‌نویس معاصر ایرانی بود.
او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در زمینه‌های فیلم‌سازی،
ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌ است.
ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان،
از اندک‌شمار سخنوران ایرانی به‌شمار می‌رود
که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده بوده‌اند.
نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند
و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکده حقوق وارد شد.
اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی
به درجه لیسانس رسید. نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی
و همچنین دو مجموعه تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده،
و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته‌است.
او همچنین توانسته‌است نخستین مؤسسه غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تأسیس کند؛
که هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیه فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران
و بایگانی کردن آن‌ها صرف کرد؛ ولی چنان‌که باید،
شناخته و به‌کار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

بازخورد

0.0

  • 5 ستاره
    0 %
  • 4 ستاره
    0 %
  • 3 ستاره
    0 %
  • 2 ستاره
    0 %
  • 1 ستاره
    0 %

افزودن بازخورد

توضیحات


کتاب ابوالمشاغل

سیزده سال پیش، که نوشتن ابن مشغله را به پایان رساندم شاید شاید که برای لحظه یی باور کرده بودم
که کشتی به گل نشسته گل به میوه نشسته روح به عزلت و بعد از آن دیگر زندگی آرامشی خواهد یافت
نه در درون، بل به چشم درون، همیشه آشفته، جوشان و خروشان بوده است و خواهد بود این تربیت اوست و تربیتی ست که
دوست میدارد پس ترک تربیت نخواهد کرد؛ اما ،بیرون انگار کن که دیگر زمان آشفتن و بر آشفتن گذشته
بود و یا من با قدری ،فشار میگذراندمش دگانی، کسبی، شهرتی وظیفه یی، خانه آرامی همسری و فرزندانی
ای وای ای وای لحظه بی بود که گویی میخواستم پس از آن بزرگانه راه بروم چون مردان آبرومند؛
بزرگانه به دیگران سلام کنم چون مردان آبرومند؛ بزرگانه سخن بگویم بنشینم برخیزم،
لباس بپوشم بخورم و بیاشامم همه چون مردان آبرومند ،باوقار ،کند ،سنگین درست همچون مردگان.

برچسب‌ها


داستان عاشقانه ادبیات داستانی رمان ادبیات ایران انتشارات امیرکبیر