رمانی جنایی و روانشناختی از ادوگاوا رانپو؛ داستانی تاریک و پرتعلیق دربارهی جنایت، وسواس و مرز لغزندهی خیر و شر در ادبیات ژاپن.
انتشارات چترنگ
«مارمولک سیاه» رمانی جنایی–روانشناختی و تاریک از ادوگاوا رانپو است؛ داستانی پرتعلیق که در آن جنایت، اغوا و وسواس ذهنی درهم میآمیزند و تقابل کارآگاه و تبهکار به بازی خطرناک قدرت و هویت بدل میشود.
نام نویسنده: ادوگاوا رانپو
مترجم: محمود گودرزی (1356)
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
وزن کتاب: 150 گرم
نام اصلی ای ادوگاوا رانپو «هیرائی تارو» بود و به دلیل علاقه و ارادتی که به ادگار آلن پو
نویسنده مشهور آمریکایی رمانهای معمایی داشت؛
این نام مستعار را برای خود انتخاب کرد. در دوران نوجوانی و جوانی ادوگاوا رانپو رمانهای آلن پو و سایر رمانهای معمایی و جنایی
به ژاپنی ترجمه میشد و طرفداران زیادی داشت اما نویسنده ژاپنی مطرحی در این ژانر فعالیت نمیکردند. ادوگاوا رانپو یکی از پیشتازان این ژانر در ژاپن است که شاید
در زمان خود به اندازه کافی در دنیا شناخته نشد اما اکنون بعد از حدود هفتاد سال رمانها
و داستانهای کوتاه او هنوز هم مصادیق بینقص و حرفهای از ژانر جنایی هستند. او بیشترین تأثیر را از ادگار آلن پو و آرتور کانن دویل گرفته است.
0.0
«مارمولک سیاه» یکی از شاخصترین آثار ادوگاوا رانپو، پیشگام ادبیات جنایی–روانشناختی ژاپن است؛ رمانی که مرز میان معما، جنایت و وسواس ذهنی را آگاهانه مخدوش میکند. داستان با تقابل کارآگاه و جنایتکاری مرموز پیش میرود، اما بهتدریج از قالب کلاسیک پلیسی فاصله میگیرد و به کاوشی تاریک در میل، قدرت و هویت بدل میشود.
رانپو با فضاسازی وهمآلود، شخصیتپردازی اغراقشده اما هدفمند و روایتی پرتعلیق، جهانی میسازد که در آن جذابیت شر، بهاندازهی خودِ جنایت اهمیت دارد. «مارمولک سیاه» بیش از آنکه معمایی برای حلکردن باشد، تجربهای روانی و ناآرامکننده است؛ اثری که خواننده را درگیر کشش میان ترس و کنجکاوی میکند.
این کتاب انتخابی مناسب برای علاقهمندان به ادبیات جنایی متفاوت، داستانهای تاریک و آثار کلاسیک ژاپنی است که فراتر از الگوهای معمول ژانر حرکت میکنند.
کتاب "مارمولک سیاه" داستانی پلیسی از نویسنده ژاپنی " ادوگاوا رانپو" میباشد.داستان "ادوگاوا رانپو" از یک مهمانی در شب کریسمس اتفاق می افتد.شبی که جونچان را به میدوریکاوا متصل میکند.
در شب کریسمس جونچان به قتلی مرتکب میشود و برای فرار از دست پلیس و به میدوریکاوا ملقب به مارمولک سفید پناه میبرد و از او طلب کمک میکند.او به جونچان پناه میدهد و از او میخواهد که این لطف او را جبران کند.
بدنبال فرار جونچان از موقعیت قبلی،او وارد نقشه ای جنایی دیگر میشود و از او خواسته میشود که در نقشه آدم ربایی که "مارمولک سیاه " کشیده است شرکت کند.
"مارمولک سیاه" تفریحی متفاوت دارد.او کارآگاهی معروف بنام آکچی را زیر نظر دارد و ازینکه توانایی های او را به چلش بکشد لذت میبرد.به همین دلیل نقشه دزدیدن دختر جواهر فروش معروف شهر بنام اساکا را طراحی میکند و از جونچان برای این نقشه استفاده میکند.
در این اثر " ادوگاوا رانپو" هم مانند دیگر آثارش،به علاقه او به داستان های جنایی و پیچیدگی قصه هایش پی برد.