رمانی فلسفی و تند از داستایفسکی؛ اعترافات مردی منزوی علیه عقلگرایی، خوشبختی اجباری و تصویری بیرحم از آزادی و تناقض انسان.
انتشارات کتاب پارسه
«یادداشتهای زیرزمینی» اعترافنامهای تند، صریح و بیرحم از ذهن انسانی است که با جهان، عقلانیت و حتی با خودش در ستیز است. داستایفسکی در این اثر بنیادین، صدای انسانی را ثبت میکند که نمیخواهد «معقول» باشد، چون معقولبودن را شکلی از اسارت میداند.
نام نویسنده: فئودور داستایفسکی
مترجم: حمیدرضا آتش برآب
نوع جلد: جلد سخت
سایز: رقعی
وزن کتاب: 250 گرم
فئودور میخایلاویچ داستایوفسکی، زاده ی ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ و درگذشته ی ۹ فوریه ی ۱۸۸۱،
نویسنده ی مشهور و تأثیرگذار روس بود. پدر داستایفسکی پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش، دختر یکی از بازرگانان مسکو بود.
او در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسه ی شبانه روزی منتقل شدند و سه سال آن جا ماندند.
داستایفسکی در پانزده سالگی مادر خود را از دست داد. او در همان سال امتحانات ورودی دانشکده ی مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت
و در ژانویه ی ۱۸۳۸ وارد این دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ نیز، خبر فوت پدرش به او رسید.داستایفسکی در سال ۱۸۴۳ با درجه ی افسری از دانشکده ی نظامی فارغ التحصیل شد
و شغلی در اداره ی مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. او در زمستان ۱۸۴۵ رمان کوتاه بیچارگان را نوشت و از این طریق وارد محافل نویسندگان رادیکال و ساختارشکن بزرگ سن پترزبورگ شد
و برای خود شهرتی کسب کرد. یک جاسوس پلیس در این محفل رخنه کرده بود و موضوعات بحث این روشنفکران را به مقامات امنیتی روسیه گزارش می داد.
از همین رو، پلیس مخفی در روز ۲۲ آوریل ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد.
داستایفسکی در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجله ی «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد.
فئودور داستایفسکی در جشن سه روزه ی بزرگداشت پوشکین در پی سخنرانی اش به اوج شهرت و افتخار
در زمان حیاتش رسید و سرانجام در اوایل فوریه ی سال ۱۸۸۱ در اثر خون ریزی ریه درگذشت.
اگر به رمانهایی علاقه دارید که ذهنتان را به چالش میکشند و از پاسخهای ساده فرار میکنند، «یادداشتهای زیرزمینی» یکی از مهمترین انتخابهاست.
0.0
«یادداشتهای زیرزمینی» روایتی بیپرده از ذهن انسانی است که با عقل، اخلاق و خوشبختیِ نسخهپیچیشده سرِ سازگاری ندارد. داستایفسکی با صدایی تند و صادق، خواننده را وارد گفتوگویی ناراحتکننده اما ضروری میکند؛ گفتوگویی درباره آزادی، خودویرانگری و تناقضهای عمیق انسان. این کتاب، تجربهای فکری است که بعد از بستهشدن، همچنان در ذهن ادامه پیدا میکند.
«یادداشتهای زیرزمینی» فقط یک رمان کوتاه نیست؛ بیانیهای فلسفی–روانشناختی علیه سادهسازی انسان است. راویِ بینام، مردی منزوی، عصبی و آگاه، خواننده را مستقیماً مخاطب قرار میدهد و با زبانی گزنده و اعترافگونه، از تناقضهای درونی، خشم فروخورده، تحقیرشدگی و میل ویرانگر به رنجکشیدن سخن میگوید.
داستایفسکی در این اثر پیشرو، پیش از آنکه اگزیستانسیالیسم نام بگیرد، بنیانهای آن را میریزد:
انسانی که برخلاف منطق، برخلاف منفعت و حتی برخلاف خوشبختی خود عمل میکند، فقط برای آنکه ثابت کند آزاد است. بخش نخست کتاب، مونولوگی فکری و فلسفی است؛ حملهای مستقیم به عقلباوری افراطی و خوشبینی مکانیکی قرن نوزدهم. بخش دوم، با روایتی داستانی، این افکار را به تجربهای زنده و دردناک بدل میکند.
«یادداشتهای زیرزمینی» کتابی برای خواندنِ راحت نیست؛ اما برای خواندنِ ضروری است. اثری که بهجای آرامکردن، سؤال میسازد؛ بهجای همدلی ساده، آینه میگیرد و خواننده را ناچار میکند با بخشهای تاریک، متناقض و انکارشدهی خود روبهرو شود.
این کتاب، نقطهی عزیمت بسیاری از رمانهای مدرن و یکی از صادقانهترین کاوشها در روان انسان معاصر است.