من که نمی ترسم تو می ترسی
خرسی بیخودی از همه چیز میترسید،
اما دوستش خرگوشی اصلا ترسو نبود
و همهاش داستانهای ترسناک میخواند.
یک روز خرگوشی فکر بکری کرد
و از خرسی خواست که باهم
بروند ماجراجویی.
خرسی حسابی ترسیده بود
ولی به روی خودش نمی آورد
تا اینکه…






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.